در این مقاله به تحلیل نظری این مسئله پرداختهایم که: چگونه اعمال سیطره بر نهاد مالکیت، وابستگی به نظام ایلتباری، اتخاذ یک فلسفه سیاسی خاص و نیز ممانعت از شکل گیری نهاد ثابت اشرافیت توسط دولتها در ایران، بر روند شکل گیری جامعه مدنی تاثیر گذارده است. در تبیین این مسئله بر مبنای مدل نظری یورگن هابرماس رابطه دولت و نهاد مالکیت بررسی گردیده و در کنار آن از نظریه استبداد شرقی در گذشته تاریخ ایران و نیز نظریه دولت خودکامه بوروکراتیک به ویژه در دوره معاصر استفاده شده است. بر اساس این نگاه و ارجاع به روایت های تاریخی به این نتیجه دست یافتهایم که نهاد دولت بیش از سایر عوامل و پدیده های اجتماعی؛ از طریق درانحصار گرفتن نهاد مالکیت، نگاه قیم مآبانه به افراد جامعه، ایلتباری اغلب دولتها و نیز متزلزل ساختن اشرافیتها، زمینههای بلامنازع سلطه خود را بر جامعه فراهم ساخته و از پیدایی و به رسمیت شناختن نهادهای حایل دولت و جامعه که بستر ساز شکل گیری حوزه عمومی هستند ممانعت نموده است.
قاسمی,دکتر یارمحمد . (1389). رابطه دولت و جامعه مدنی در ایران از منظر جامعه شناسی تاریخی. (e38976). علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد, 7(2), e38976 doi: 10.22067/jss.v0i0.15825
MLA
قاسمی,دکتر یارمحمد . "رابطه دولت و جامعه مدنی در ایران از منظر جامعه شناسی تاریخی" .e38976 , علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد, 7, 2, 1389, e38976. doi: 10.22067/jss.v0i0.15825
HARVARD
قاسمی دکتر یارمحمد. (1389). 'رابطه دولت و جامعه مدنی در ایران از منظر جامعه شناسی تاریخی', علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد, 7(2), e38976. doi: 10.22067/jss.v0i0.15825
CHICAGO
دکتر یارمحمد قاسمی, "رابطه دولت و جامعه مدنی در ایران از منظر جامعه شناسی تاریخی," علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد, 7 2 (1389): e38976, doi: 10.22067/jss.v0i0.15825
VANCOUVER
قاسمی دکتر یارمحمد. رابطه دولت و جامعه مدنی در ایران از منظر جامعه شناسی تاریخی. علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. 1389;7(2):e38976. doi: 10.22067/jss.v0i0.15825